خرید بک لینک

      آخه چه جور دلت اومد 

تنهام بذاری و بری

آخه مگه حرفی زدم

زخم زبونی من زدم

آره همش بهونه بود

مسئله یار دیگه بود

دلت هوایی شده بود

کارم از کار گذشته بود

برو با یارت عزیزم!!

رها کن این تن منو

الهی صد سال بشه!!

عشق قشنگت عزیزم!!

اما یه قول بهم بده یارتو تنها نذاری

که مثل من اسیر بشه

آواره از خونه بشه

من یه قول بهت می دم

یه روز فراموشت کنم

قلبمو سنگیش بکنم

عشقتو خاکستر کنم

اگه یه روز خواستی گلم

کسی رو نفرینش کنی

بگو مثل من بشه

زجر جدایی بکشه

برو با یارت عزیزم!!

رها کن این تن منو

الهی صد سال بشه!!

عشق قشنگت عزیزم!!

 

 

 


 

اشکیعنی قصه نمناک دل


اشک یعنی دیدن تنگ غروب


اشک یعنی شبنمی بر روی چوب


اشک یعنی درد عاشق در گلو


اشک یعنی غم برای آرزو


اشک یعنی سرخی چشمان تو


اشک یعنی آبی دستان تو


اشک چشمان تو آبم می دهد

 
آبی چشمان تو تابم می دهد

                            


 


 

 

 

 

برچسب: عشق, نویسنده: محمد غفاری تاريخ: چهارشنبه 15 آبان 1392 ساعت: 13:08

صفحه بندی